![]() |
![]() |
|
| www.hotnews.sub.ir اخبار عکس مقاله و .....www.hotnews.sub.ir |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 10:19 توسط goatee red |
|
|
اين مرد آمريكايي بچه دار شدن خود را معجزه دانسته است . بنابه گزارش ها حال آقاي بيتي و دخترش كه در بيمارستاني در شهر بند در ايالت اورگان هستند خوب است. يك منبع در بيمارستان مركز پزشكي سن چارلز به شبكه "اي بي سي" آمريكا گفت كه زايمان روز يكشنبه و به شيوه طبيعي انجام شده است. اين درحالي است كه براساس برخي گزارش ها، آقاي بيتي عمل سزارين انجام داده بود. |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 16:57 توسط افشین |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 16:46 توسط افشین |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 16:42 توسط افشین |
|
|
مرد فرانسوي كه مرگش پس از ايست قلبي و توقف ضربان قلب به مدت 90 دقيقه تاييد شده بود، مقابل ديدگان جراحاني كه قصد خارج كردن اعضاي سالم بدنش را براي پيوند به ديگر بيماران داشتند، زنده شد. به گزارش سرويس «حوادث» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين مساله باعث ايجاد بحثهايي ميان پزشكان شد. به گفته پزشكان، اين مرد شروع به نفش كشيدن و مردمك چشمهايش شروع به پاسخ دادن به محركهاي محيطي كرد و علايم حياتي او از سر گرفته شد و قلبش بار ديگر شروع به تپيدن كرد. اين اهدا كننده عضو، پس از چند هفته به راه افتاده و شروع به صحبت كرده است. |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 16:38 توسط افشین |
|
|
تهمینه
میلانی کارگردان سینما چندروز پیش مهمان برنامه صبح به خیر ایران بود
برنامه ای که بازتابهای زیادی در محیط وب داشت.در ابتدای این برنامه
کارگردان "زن زیادی" گفت که شهرها را مردان بدون توجه به نیازهای انسانی
دیگران ساخته اند.
اظهارات میلانی دراین برنامه گویا خارج از انتظار دست اندرکاران این برنامه بود به گونه ای که مجری برنامه پس از اینکه مدتی از گذشت برنامه می گذرد مجبور می شود با این جمله که :برگردیم به بحث معماری آشپزخانه ،به نوعی پایان دهنده اظهارات خانم میلانی باشد. خلاصه ای از صحبت های میلانی که البته مجری برنامه بارها تلاش کرد جلویش را بگیرد: زنانه مردانه کردن پارک ها واتوبوس ها فقط مسکن(دارو) کوتاه مدت است. شما وقتی به مسکن فکر می کنید فقط دز آن را بالا می برید. این کار اشتباه است. باید زیربنایی فرهنگ جامعه را درست کرد تا نیازی به این کارها نباشد. زن ها در همه جا با مردان هستند. هر نوع فاصله گذاری بین زن ومرد که دو نیمه هم هستند اشتباه است و باعث از بین رفتن سلامت جامعه می شود.در ایران که جداسازی است مزاحمت برای زنان بیشتر از کشورهای دیگر است. باید آموزش را بالا برد نه جداسازی. با این کار به فاجعه بیشتری دامن می زنیم. این کار موفق نیست. ما با تعارف داریم جامعه را غرق می کنیم و نمی گذاریم جلو برود. کارگردان فیلم پرفروش آتش بس گفت: من بچه که بودم تا دبیرستان مدرسه ما مختلط بود . من در دانشگاه تفاوت عمده ای داشتم با دختری که از یک مکان بسته امده بود. من راحت تر فکر مي کردم و با پسرها ارتباط برقرار می کردم. من با جداسازی مخالفم. تجربه فردی می گوید عدم جداسازی موجب ارتباط بهتر و سالم تر و انسانی تر میان زن و مرد می شود. میلانی در انتها گفت: ما در کدام کار فرهنگیمان ریشه ای عمل کرده ایم .توی این سی سال ما چکار کردیم برای نزدیک تر شدن و رشد زنان و مردانمان؟ در رده های بالای حکومت ما کدام زن برجسته است.؟ که مجری جوان برنامه گفت : خب خانم میلانی برمی گردیم به بحث آشپزخانه. الان از فضای آشپزخانه تان راضی هستید؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 16:37 توسط افشین |
|
|
شاهکاری دیگر از یک مهندس عمران
دیگر مراقب مختون باشید ...
نمیگم کجاست تا بازارش کساد نشه !!
گیر بدیم یکم به سوتی های چاپی
78 یا 87 ؟!
یارانه کجا ؟! رایانه کجا ؟!
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 8:26 توسط goatee red |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 0:29 توسط |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 0:25 توسط |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 0:9 توسط |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 0:5 توسط |
|
|
محمد علی ابطحی:
دوست بزرگوارم جناب آقاي صدوقي که فعلاً امام جمعه يزد است و از نيکان روزگار، فرزند آيت الله شهيد صدوقي است. يکبار تعريف مي کرد که در ابتداي انقلاب که امام به کشور بازگشته بودند روحانيون بزرگ يزد تصميم مي گيرند که دسته جمعي با يک اتوبوس به تهران بيايند و خدمت امام برسند. وقتي يک اتوبوس آخوند آماده آمدن به تهران شد، يکي از روحانيون يزد آمد و گفت من قبل از آخوندي راننده اتوبوس و کاميون بوده ام و گواهينامه پايه يک دارم، حالا که همه اتوبوس آخوند هستند، من هم رانندگي آن را به عهده مي گيرم. يک اتوبوس روحاني با راننده آخوند، منظره ديدني اي بوده است. به تهران که رسيديم، اين منظره طبعاً توجه ملت را جلب مي کرد. بقاياي روحيه و سابقه راننده اتوبوسي و کاميوني راننده هنوز در وجودش بود. سرچهارراهي در تهران چند تا از بچه تهروني ها متلک پراني کردند. راننده اتوبوس که با لباس روحانيت پشت فرمان نشسته بود و سواد درست و حسابي هم نداشت، نتوانست اين متلک ها را تحمل کند و مدام سرش را از شيشه بيرون مي آورد و به جماعت متلک گو مي گفت که دين از سياست جدا نيست!! هرچه هم مي خواستيم به اين آقاي دوشغلة روحاني و راننده بفهمانيم که اين جمله ربطي به رانندگي ندارد به کتش نمي رفت.
حالا هم هروقت آقاي صدوقي را مي بينم راجع به فلسفه عدم جدايي دين از سياست خيلي بحث مي کنيم!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 23:59 توسط |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 10:57 توسط |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 10:36 توسط goatee red |
|
|
در زمان وزارت امیر کبیر به دستور وی و برای مبارزه با بیماری آبله مایه کوبی(واکسیناسیون)در ایران به صورت همگانی اجرا شد... پس از گذشت چند روز از شروع مایه کوبی به امیر کبیر خبر دادند که مردم از مایه کوبی فرار می کنند!!! و حاضر به انجام آن نیستند که این خبر موجب شد تا امیر کبیر درصدد کشف علت آن برآید...
خلاصه بعد از انجام تحقیقاتی که انجام داد متوجه شد که به دلیل نفوذ عقاید خرافی از طرف رمالها و به قول معروف دعانویسها در بین مردم و اینکه آنها در بین مردم شایعه کرده بودند که مایه کوبی موجب ورود ارواح شیطانی به کالبد انسان میشود مردم از مایه کوبی استقبال نمی کنند. برای همین دستور داد که هر کس از مایه کوبی فرار کند و مایل به انجام آن نباشد باید پنج تومان به عنوان جریمه به دولت بپردازد. با این اندیشه امیر کبیر فکر می کرد مشکل فرار مردم از مایه کوبی همگانی را حل می کند... ولی افسوس و صد افسوس که بیشتر مردم ناآگاه آن زمان ایران دادن پنج تومان جریمه را که در آن زمان پول زیادی به حساب می آمد به واکسیناسیون رایگان و مصونیت در برابر بیماری آبله که در آنزمان در سراسر دنیا شایع شده بود ترجیح می دادند!!! و در آن هنگام بود که به گفته راویان تاریخ امیر کبیر از ناآگاهی و جهالت مردم و پایبندی آنها به عقاید خرافی که تا این حد توسط استعمار در بین مردمان آن زمان رواج یافته بود به گریه افتاد... منبع : http://baghbaderan.blogfa.com/ |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 13:5 توسط افشین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| A791G |
این وبلاگ در روز جمعه مورخ 1386/12/17کار خود را اغاز کرد.
|
| نویسندگان |
|
افشین goatee red اشکان |
|
RSS
|